سعدی · دیوان اشعار

غزل ۲۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ماهرویا! روی خوب از من متاب
۲
بی خطا کشتن چه می‌بینی صواب
۳
دوش در خوابم در آغوش آمدی
۴
وین نپندارم که بینم جز به خواب
۵
از درون سوزناک و چشم تر
۶
نیمه‌ای در آتشم نیمی در آب
۷
هر که بازآید ز در پندارم اوست
۸
تشنه مسکین آب پندارد سراب
۹
ناوکش را جان درویشان هدف
۱۰
ناخنش را خون مسکینان خضاب
۱۱
او سخن می‌گوید و دل می‌برد
۱۲
و او نمک می‌ریزد و مردم کباب
۱۳
حیف باشد بر چنان تن پیرهن
۱۴
ظلم باشد بر چنان صورت نقاب
۱۵
خوی به دامان از بناگوشش بگیر
۱۶
تا بگیرد جامه‌ات بوی گلاب
۱۷
فتنه باشد شاهدی شمعی به دست
۱۸
سرگران از خواب و سرمست از شراب
۱۹
بامدادی تا به شب رویت مپوش
۲۰
تا بپوشانی جمال آفتاب
۲۱
سعدیا گر در برش خواهی چو چنگ
۲۲
گوشمالت خورد باید چون رباب

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.