سعدی · دیوان اشعار

غزل ۲۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سرمست درآمد از خرابات
۲
با عقل خراب در مناجات
۳
بر خاک فکنده خرقه زهد
۴
و آتش زده در لباس طامات
۵
دل برده شمع مجلس او
۶
پروانه به شادی و سعادات
۷
جان در ره او به عجز می‌گفت
۸
کای مالک عرصه کرامات
۹
از خون پیاده‌ای چه خیزد
۱۰
ای بر رخ تو هزار شه مات
۱۱
حقا و به جانت ار توان کرد
۱۲
با تو به هزار جان ملاقات
۱۳
گر چشم دلم به صبر بودی
۱۴
جز عشق ندیدمی مهمات
۱۵
تا باقی عمر بر چه آید
۱۶
بر باد شد آن چه رفت هیهات
۱۷
صافی چو بشد به دور سعدی
۱۸
زین پس من و دردی خرابات

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.