Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۱۸۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
انصاف نبود آن رخ دلبند نهان کرد
۲
زیرا که نه روییست کز او صبر توان کرد
۳
امروز یقین شد که تو محبوب خدایی
۴
کز عالم جان این همه دل با تو روان کرد
۵
مشتاق تو را کی بود آرام و صبوری
۶
هرگز نشنیدم که کسی صبر ز جان کرد
۷
تا کوه گرفتم ز فراقت مژه‌ای آب
۸
چندان بچکانید که بر سنگ نشان کرد
۹
زنهار که از دمدمه کوس رحیلت
۱۰
چون رایت منصور چه دل‌ها خفقان کرد
۱۱
باران به بساط اول این سال ببارید
۱۲
ابر این همه تأخیر که کرد از پی آن کرد
۱۳
تا در نظرت باد صبا عذر بخواهد
۱۴
هر جور که بر طرف چمن باد خزان کرد
۱۵
گل مژده بازآمدنت در چمن انداخت
۱۶
سلطان صبا پر زر مصریش دهان کرد
۱۷
از دامن که تا به در شهر بساطی
۱۸
از سبزه بگسترد و بر او لاله فشان کرد
۱۹
شاید که زمین حله بپوشد که چو سعدی
۲۰
پیرانه سرش دولت روی تو جوان کرد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.