Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۱۹۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شورش بلبلان سحر باشد
۲
خفته از صبح بی‌خبر باشد
۳
تیرباران عشق خوبان را
۴
دل شوریدگان سپر باشد
۵
عاشقان کشتگان معشوقند
۶
هر که زنده‌ست در خطر باشد
۷
همه عالم جمال طلعت اوست
۸
تا که را چشم این نظر باشد
۹
کس ندانم که دل بدو ندهد
۱۰
مگر آن کس که بی بصر باشد
۱۱
آدمی را که خارکی در پای
۱۲
نرود طرفه جانور باشد
۱۳
گو ترش روی باش و تلخ سخن
۱۴
زهر شیرین لبان شکر باشد
۱۵
عاقلان از بلا بپرهیزند
۱۶
مذهب عاشقان دگر باشد
۱۷
پای رفتن نماند سعدی را
۱۸
مرغ عاشق بریده پر باشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.