غزل ۱۹۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شورش بلبلان سحر باشد
۲
خفته از صبح بیخبر باشد
۳
تیرباران عشق خوبان را
۴
دل شوریدگان سپر باشد
۵
عاشقان کشتگان معشوقند
۶
هر که زندهست در خطر باشد
۷
همه عالم جمال طلعت اوست
۸
تا که را چشم این نظر باشد
۹
کس ندانم که دل بدو ندهد
۱۰
مگر آن کس که بی بصر باشد
۱۱
آدمی را که خارکی در پای
۱۲
نرود طرفه جانور باشد
۱۳
گو ترش روی باش و تلخ سخن
۱۴
زهر شیرین لبان شکر باشد
۱۵
عاقلان از بلا بپرهیزند
۱۶
مذهب عاشقان دگر باشد
۱۷
پای رفتن نماند سعدی را
۱۸
مرغ عاشق بریده پر باشد