غزل ۲۴۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زلف او بر رخ چو جولان میکند
۲
مشک را در شهر ارزان میکند
۳
جوهری عقل در بازار حسن
۴
قیمت لعلش به صد جان میکند
۵
آفتاب حسن او تا شعله زد
۶
ماه رخ در پرده پنهان میکند
۷
من همه قصد وصالش میکنم
۸
وان ستمگر عزم هجران میکند
۹
گر نمکدان پرشکر خواهی مترس
۱۰
تلخیی کان شکرستان میکند
۱۱
تیر مژگان و کمان ابروش
۱۲
عاشقان را عید قربان میکند
۱۳
از وفاها هر چه بتوان میکنم
۱۴
وز جفاها هر چه نتوان میکند