زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۳۹۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر من ز محبتت بمیرم
۲
دامن به قیامتت بگیرم
۳
از دنیی و آخرت گزیر است
۴
وز صحبت دوست ناگزیرم
۵
ای مرهم ریش دردمندان
۶
درمان دگر نمی‌پذیرم
۷
آن کس که به جز تو کس ندارد
۸
در هر دو جهان من آن فقیرم
۹
ای محتسب از جوان چه خواهی
۱۰
من توبه نمی‌کنم که پیرم
۱۱
یک روز کمان ابروانش
۱۲
می‌بوسم و گو بزن به تیرم
۱۳
ای باد بهار عنبرین بوی
۱۴
در پای لطافت تو میرم
۱۵
چون می‌گذری به خاک شیراز
۱۶
گو من به فلان زمین اسیرم
۱۷
در خواب نمی‌روم که بی دوست
۱۸
پهلو نه خوش است بر حریرم
۱۹
ای مونس روزگار سعدی
۲۰
رفتی و نرفتی از ضمیرم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.