غزل ۳۹۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم
۲
مگر ببینمت از دور و گام برگیرم
۳
من این خیال نبندم که دانهای به مراد
۴
میان این همه تشویش دام برگیرم
۵
ستادهام به غلامی گرم قبول کنی
۶
و گر نخواهی کفش غلام برگیرم
۷
مرا ز دست تو گر منصفی و گر ظالم
۸
گریز نیست که دل زین مقام برگیرم
۹
ز فکرهای پریشان و بارهای فراق
۱۰
که بر دل است ندانم کدام برگیرم
۱۱
گرم هزار تعنت کنی و طعنه زنی
۱۲
من آن نیم که ره انتقام برگیرم
۱۳
گرم جواز نباشد به بارگاه قبول
۱۴
و گر مجال نباشد که کام برگیرم
۱۵
از این قدر نگریزم که بوسی از دهنت
۱۶
اگر حلال نباشد حرام برگیرم
