زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۴۸۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
پنجه با ساعد سیمین که نیندازی به
۲
با توانای معربد نکنی بازی به
۳
چون دلش دادی و مهرش ستدی چاره نماند
۴
اگر او با تو نسازد تو در او سازی به
۵
جز غم یار مخور تا غم کارت بخورد
۶
تو که با مصلحت خویش نپردازی به
۷
سپر صبر تحمل نکند تیر فراق
۸
با کمان ابرو اگر جنگ نیاغازی به
۹
با چنین یار که ما عقد محبت بستیم
۱۰
گر همه مایه زیان می‌کند انبازی به
۱۱
بنده را بر خط فرمان خداوند امور
۱۲
سر تسلیم نهادن ز سرافرازی به
۱۳
گر چو چنگم بزنی پیش تو سر برنکنم
۱۴
این چنین یار وفادار که بنوازی به
۱۵
هیچ شک نیست به تیر اجل ای یار عزیز
۱۶
که من از پای درآیم چو تو اندازی به
۱۷
مجلس ما دگر امروز به بستان ماند
۱۸
مطرب از بلبل عاشق به خوش آوازی به
۱۹
گوش بر ناله مطرب کن و بلبل بگذار
۲۰
که نگوید سخن از سعدی شیرازی به

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.