غزل ۴۸۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای رخ چون آینه افروخته
۲
الحذر از آه من سوخته
۳
غیرت سلطان جمالت چو باز
۴
چشم من از هر که جهان دوخته
۵
عقل کهن بار جفا میکشد
۶
دم به دم از عشق نوآموخته
۷
وه که به یک بار پراکنده شد
۸
آنچه به عمری بشد اندوخته
۹
غم به تولای تو بخریدهام
۱۰
جان به تمنای تو بفروخته
۱۱
در دل سعدیست چراغ غمت
۱۲
مشعلهای تا ابد افروخته
