زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۵۰۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چه روی است آن که دیدارش ببرد از من شکیبایی
۲
گواهی می‌دهد صورت بر اخلاقش به زیبایی
۳
نگارینا به هر تندی که می‌خواهی جوابم ده
۴
اگر تلخ اتفاق افتد به شیرینی بیندایی
۵
دگر چون ناشکیبایی ببینم صادقش خوانم
۶
که من در نفس خویش از تو نمی‌بینم شکیبایی
۷
از این پس عیب شیدایان نخواهم کرد و مسکینان
۸
که دانشمند از این صورت بر آرد سر به شیدایی
۹
چنانم در دلی حاضر که جان در جسم و خون در رگ
۱۰
فراموشم نه‌ای وقتی که دیگر وقت یاد آیی
۱۱
شبی خوش هر که می‌خواهد که با جانان به روز آرد
۱۲
بسی شب روز گرداند به تاریکی و تنهایی
۱۳
بیار ای لعبت ساقی بگو ای کودک مطرب
۱۴
که صوفی در سماع آمد دوتایی کرد یکتایی
۱۵
سخن پیدا بود سعدی که حدش تا کجا باشد
۱۶
زبان درکش که منظورت ندارد حد زیبایی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.