زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۵۴۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای برق اگر به گوشه آن بام بگذری
۲
آنجا که باد زهره ندارد خبر بری
۳
ای مرغ اگر پری به سر کوی آن صنم
۴
پیغام دوستان برسانی بدان پری
۵
آن مشتری خصال گر از ما حکایتی
۶
پرسد جواب ده که به جانند مشتری
۷
گو تشنگان بادیه را جان به لب رسید
۸
تو خفته در کجاوه به خواب خوش اندری
۹
ای ماهروی حاضر غایب که پیش دل
۱۰
یک روز نگذرد که تو صد بار نگذری
۱۱
دانی چه می‌رود به سر ما ز دست تو
۱۲
تا خود به پای خویش بیایی و بنگری
۱۳
بازآی کز صبوری و دوری بسوختیم
۱۴
ای غایب از نظر که به معنی برابری
۱۵
یا دل به ما دهی چو دل ما به دست توست
۱۶
یا مهر خویشتن ز دل ما به در بری
۱۷
تا خود برون پرده حکایت کجا رسد
۱۸
چون از درون پرده چنین پرده می‌دری
۱۹
سعدی تو کیستی که دم دوستی زنی
۲۰
دعوی بندگی کن و اقرار چاکری

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.