زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۵۴۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای که بر دوستان همی‌گذری
۲
تا به هر غمزه‌ای دلی ببری
۳
دردمندی تمام خواهی کشت
۴
یا به رحمت به کشته می‌نگری
۵
ما خود از کوی عشقبازانیم
۶
نه تماشاکنان رهگذری
۷
هیچم اندر نظر نمی‌آید
۸
تا تو خورشیدروی در نظری
۹
گفته بودم که دل به کس ندهم
۱۰
حذر از عاشقی و بی‌خبری
۱۱
حلقه‌ای گرد خویشتن بکشم
۱۲
تا نیاید درون حلقه پری
۱۳
وین پری پیکران حلقه به گوش
۱۴
شاهدی می‌کنند و جلوه گری
۱۵
صبر بلبل شنیده‌ای هرگز
۱۶
چون بخندد شکوفه سحری
۱۷
پرده‌داری بر آستانه عشق
۱۸
می‌کند عقل و گریه پرده‌دری
۱۹
چو خوری دانی ای پسر غم عشق
۲۰
تا غم هیچ در جهان نخوری
۲۱
رایگان است یک نفس با دوست
۲۲
گر به دنیا و آخرت بخری
۲۳
قلم است این به دست سعدی در
۲۴
یا هزار آستین در دری
۲۵
این نبات از کدام شهر آرند
۲۶
تو قلم نیستی که نیشکری

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.