زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۵۸۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر درون سوخته‌ای با تو برآرد نفسی
۲
چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی
۳
ای که انصاف دل سوختگان می‌ندهی
۴
خود چنین روی نبایست نمودن به کسی
۵
روزی اندر قدمت افتم و گر سر برود
۶
به ز من در سر این واقعه رفتند بسی
۷
دامن دوست به دنیا نتوان داد از دست
۸
حیف باشد که دهی دامن گوهر به خسی
۹
تا به امروز مرا در سخن این سوز نبود
۱۰
که گرفتار نبودم به کمند هوسی
۱۱
چون سراییدن بلبل که خوش آید بر شاخ
۱۲
لیکن آن سوز ندارد که بود در قفسی
۱۳
سعدیا گر ز دل آتش به قلم در نزدی
۱۴
پس چرا دود به سر می‌رودش هر نفسی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.