غزل ۵۷۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تا کی ای آتش سودا به سرم برخیزی
۲
تا کی ای ناله زار از جگرم برخیزی
۳
تا کی ای چشمه سیماب که در چشم منی
۴
از غم دوست به روی چو زرم برخیزی
۵
یک زمان دیده من ره به سوی خواب برد
۶
ای خیال ار شبی از رهگذرم برخیزی
۷
ای دل از بهر چه خونابه شدی در بر من
۸
زود باشد که تو نیز از نظرم برخیزی
۹
به چه دانش زنی ای مرغ سحر نوبت روز
۱۰
که نه هر صبح به آه سحرم برخیزی
۱۱
ای غم از همنفسی تو ملالم بگرفت
۱۲
هیچت افتد که خدا را ز سرم برخیزی
