زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۵۸۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اگر تو پرده بر این زلف و رخ نمی‌پوشی
۲
به هتک پرده صاحب دلان همی‌کوشی
۳
چنین قیامت و قامت ندیده‌ام همه عمر
۴
تو سرو یا بدنی شمس یا بناگوشی
۵
غلام حلقه سیمین گوشوار توام
۶
که پادشاه غلامان حلقه در گوشی
۷
به کنج خلوت پاکان و پارسایان آی
۸
نظاره کن که چه مستی کنند و مدهوشی
۹
به روزگار عزیزان که یاد می‌کنمت
۱۰
علی الدوام نه یادی پس از فراموشی
۱۱
چنان موافق طبع منی و در دل من
۱۲
نشسته‌ای که گمان می‌برم در آغوشی
۱۳
چه نیکبخت کسانی که با تو هم سخنند
۱۴
مرا نه زهره گفت و نه صبر خاموشی
۱۵
رقیب نامتناسب چه اهل صحبت توست
۱۶
که طبع او همه نیش و تو سر به سر نوشی
۱۷
به تربیت به چمن گفتم ای نسیم صبا
۱۸
بگوی تا ندهد گل به خار چاووشی
۱۹
تو سوز سینه مستان ندیدی ای هشیار
۲۰
چو آتشیت نباشد چگونه برجوشی
۲۱
تو را که دل نبود عاشقی چه دانی چیست
۲۲
تو را که سمع نباشد سماع ننیوشی
۲۳
وفای یار به دنیا و دین مده سعدی
۲۴
دریغ باشد یوسف به هر چه بفروشی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.