زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۵۸۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عمرم به آخر آمد عشقم هنوز باقی
۲
وز می چنان نه مستم کز عشق روی ساقی
۳
یا غایة الامانی قلبی لدیک فانی
۴
شخصی کما ترانی من غایة اشتیاقی
۵
ای دردمند مفتون بر خد و خال موزون
۶
قدر وصالش اکنون دانی که در فراقی
۷
یا سعد کیف صرنا فی بلدة هجرنا
۸
من بعد ما سهرنا و الایدی فی العناقی
۹
بعد از عراق جایی خوش نایدم هوایی
۱۰
مطرب بزن نوایی زان پرده عراقی
۱۱
خان الزمان عهدی حتی بقیت وحدی
۱۲
ردوا علی ودی بالله یا رفاقی
۱۳
در سرو و مه چه گویی ای مجمع نکویی
۱۴
تو ماه مشکبویی تو سرو سیم ساقی
۱۵
ان مت فی هواها دعنی امت فداها
۱۶
یا عاذلی نباها ذرنی و ما الاقی
۱۷
چند از حدیث آنان خیزید ای جوانان
۱۸
تا در هوای جانان بازیم عمر باقی
۱۹
قام الغیاث لما زم الجمال زما
۲۰
و اللیل مدلهما و الدمع فی المآقی
۲۱
تا در میان نیاری بیگانه‌ای نه یاری
۲۲
درباز هر چه داری گر مرد اتفاقی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.