زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۵۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عشق جانان در جهان هرگز نبودی کاشکی
۲
یا چو بود اندر دلم کمتر فزودی کاشکی
۳
آزمودم درد و داغ عشق باری صد هزار
۴
همچو من معشوقه یک ره آزمودی کاشکی
۵
نغنویدم زان خیالش را نمی‌بینم به خواب
۶
دیده گریان من یک شب غنودی کاشکی
۷
از چه ننماید به من دیدار خویش آن دلفروز
۸
راضیم راضی چنان روی ار نمودی کاشکی
۹
هر زمان گویم ز داغ عشق و تیمار فراق
۱۰
دل ربود از من نگارم جان ربودی کاشکی
۱۱
ناله‌های زار من شاید که گر کس نشنود
۱۲
لابه‌های زار من یک شب شنودی کاشکی
۱۳
سعدی از جان می‌خورد سوگند و می‌گوید به دل
۱۴
وعده‌هایش را وفا باری نمودی کاشکی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.