۲ بار
عشق گزین عشق و در او کوکبه میران و مترس
۲٬۱۹۷ شعر دارای شاهد مستقیم
عشق گزین عشق و در او کوکبه میران و مترس
آمد عشق چاشتی شکل طبیب پیش من
رنگ جهان چو سحرها عشق عصای موسوی
نیم شب از عشق تا دانی چه میگوید خروس
آنچ رفت از عشق او بر ما مپرس
گوهر اشکم نگر از رشک عشق
عشق چو لشکر کشید عالم جان را گرفت
حال من از عشق پرس از من مضطر مپرس
چو عشق عیسی وقتست و مرده میجوید
میزان کجا ماند مرا در عشقت ای موزون خوش
الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش
گر بستیزد برود عشق تو برهم زندش
عشق تو اندرخور ما شوق تو اندر بر ما
اگر بیمار عشق او شود یاوه از این مجلس
قتول عشق حسنت را از این مقتل به قاتل کش
منم در عشق بیبرگی که اندر باغ عشق او
ز عشق آتش تشنه که جز خون نیست سقایش
چرا من جمله جانستم ز عشق جسم فرسایش
عشقست یکی جانی دررفته به صد صورت
حسن و نمک نادر در صورت عشق آمد
شمس الحق تبریزی در عشق مسیح آمد
اندر چمن عشقت شمس الحق تبریزی
یک برق ز عشق شه بر چرخ زند ناگه
چو هر دم میرسد تلقین عشقش
که میگردد در این عشق آسمانش
چو اسماعیل قربان شو در این عشق
امشب بترست عشق از دوش
عشقی که نهان و آشکارست
عشقست نه زر نهان نماند
حس فانی میدهند و عشق فانی میخرند
یونسی دیدم نشسته بر لب دریای عشق
هر زمانم عشق جانی میدهد ز افسون خویش
کای مبارک کاسه سر عشق را پیمانه باش
لانه تو عشق بودست ای همای لایزال
غم عشق آتشینت چو درخت کرد خشکم
که خلیل عشق داند به صفا زبان آتش
نوح وقتیست که عشق ابدی کشتی اوست
عشق او گرد برانگیخت ز دریای عدم
شمس تبریز مرا عشق تو سرمست کند
کاروانی که غم عشق خدا راه زدش