مولوی ← مثنوی معنوی
۱ باربخش ۵۵ - پرسیدن آن پادشاه از آن مدعی نبوت کی آنک رسول راستین باشد و ثابت شود با او چه باشد کی کسی را بخشد یا به صحبت و خدمت او چه بخشش یابند غیر نصیحت به زبان کی میگوید
دفتر دفتر پنجم
تا نگیرد بر تو رشک عشق دق
۲٬۱۹۷ شعر دارای شاهد مستقیم
دفتر دفتر پنجم
تا نگیرد بر تو رشک عشق دق
بر من از عشقت بسی ناکام رفت
کانچ اصل اصل عشقست و ولاست
یا چون مستغرق شدی در عشق خر
عشقبازی با دو معشوقه بدست
دفتر دفتر پنجم
مینماید او وفا و عشق و جوش
هر که اندر عشق یابد زندگی
دفتر دفتر پنجم
ای ایاز از عشق تو گشتم چو موی
بس فسانهٔ عشق تو خواندم به جان
بازگردان قصهٔ عشق ایاز
دفتر دفتر پنجم
عشق دان ای فندق تن دوستت
دفتر دفتر پنجم
بانک بر زد در زمان آن عشقخو
ز انبهی عشق و وجد اندر جگر
دفتر دفتر پنجم
عشق شش ساله کنیزک را بد این
آن ز عشق جان دوید و این ز بیم
دفتر دفتر پنجم
پیش تو آید دوان از عشق تو
عشق گیرد گوش تو آنگاه کش
دفتر دفتر پنجم
عاشقی کز عشق یزدان خورد قوت
عاشق عشق خدا وانگاه مزد
عشق آمد لاابالی اتقوا
عشق جوشد بحر را مانند دیگ
دفتر دفتر پنجم
هفت سال از سوز عشق جسمپز
عشق غیرت کرد و زیشان در کشید
دفتر دفتر پنجم
عشق هر دم طرفه دیگی میپزد
دفتر دفتر پنجم
اندرو جز عشق یزدان کار نیست
خانهام پرست از عشق احد
بس گلوها که برد عشق رغیف
دفتر دفتر پنجم
گرد بازاری دلش پر عشق و سوز
خویش را تعلیم کن عشق و نظر
دفتر دفتر پنجم
پوزبند وسوسه عشقست و بس
یابی اندر عشق با فر و بها
دفتر دفتر پنجم
میکشی از عشق گفت خود دراز
لیک بس جادوست عشق و اعتقاد
دفتر دفتر پنجم
تا نباشد عشق اوتان گوش کش
میکشید از عشق افیونی دگر
دفتر دفتر پنجم
عشق او ز آورد ایمان بفسرد
دفتر دفتر پنجم
عاشق و معشوق و عشقش بر دوام
دفتر دفتر پنجم
مقعد صدق او ز صدق عشق خویش
دفتر دفتر پنجم
عشق بحری آسمان بر وی کفی
دور گردونها ز موج عشق دان
دفتر دفتر پنجم
ور نبیند عاقلی احوال عشق
کم نگردد ماه نیکوفال عشق
عشق اسپش از پی پیشی بود
دفتر دفتر پنجم
میپرند از عشق آن ایوان و بام
ای شده در دوغ عشق ما گرو