حکایت
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
طبیبی پری چهره در مرو بود
۲
که در باغ دل قامتش سرو بود
۳
نه از درد دلهای ریشش خبر
۴
نه از چشم بیمار خویشش خبر
۵
حکایت کند دردمندی غریب
۶
که خوش بود چندی سرم با طبیب
۷
نمیخواستم تندرستی خویش
۸
که دیگر نیاید طبیبم به پیش
۹
بسا عقل زورآور چیردست
۱۰
که سودای عشقش کند زیردست
۱۱
چو سودا خرد را بمالید گوش
۱۲
نیارد دگر سر برآورد هوش