Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · بوستان

حکایت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
یکی را تب آمد ز صاحبدلان
۲
کسی گفت شکر بخواه از فلان
۳
بگفت ای پسر تلخی مردنم
۴
به از جور روی ترش بردنم
۵
شکر عاقل از دست آن کس نخورد
۶
که روی از تکبر بر او سر که کرد
۷
مرو از پی هرچه دل خواهدت
۸
که تمکین تن نور جان کاهدت
۹
کند مرد را نفس اماره خوار
۱۰
اگر هوشمندی عزیزش مدار
۱۱
اگر هرچه باشد مرادت خوری
۱۲
ز دوران بسی نامرادی بری
۱۳
تنور شکم دم بدم تافتن
۱۴
مصیبت بود روز نایافتن
۱۵
به تنگی بریزاندت روی رنگ
۱۶
چو وقت فراخی کنی معده تنگ
۱۷
کشد مرد پرخواره بار شکم
۱۸
وگر در نیابد کشد بار غم
۱۹
شکم بنده بسیار بینی خجل
۲۰
شکم پیش من تنگ بهتر که دل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.