قحطی مصر و مردن مردم و گفتهٔ مرد دیوانه
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خاست اندر مصر قحطی ناگهان
۲
خلق میمردند و میگفتند نان
۳
جملهٔ ره خلق بر هم مرده بود
۴
نیم زنده مرده را میخورده بود
۵
از قضا دیوانه چون آن بدیدای
۶
خلق میمردند و نامد نان پدید
۷
گفت ای دارندهٔ دنیا و دین
۸
چون نداری رزق کمترآفرین
۹
هرک او گستاخ این درگه شود
۱۰
عذر خواهد باز چون آگه شود
۱۱
گر کژی گوید بدین درگه نه راست
۱۲
عذر آن داند به شیرینی نه خواست