غزل شمارهٔ ۳۷۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله
۲
بی خواب و بیقرارم چون بر گلت کلاله
۳
خدمت کنم به پیشت همچون صراحی از جان
۴
تا برنهی لبم را بر لبت چون پیاله
۵
تا روز ژاله بارد از چشم همچو رودم
۶
آری نکو نماید بر روی لاله ژاله
۷
دارم هزار بوسه بر روی و چشم تو من
۸
گر میدهی وگرنه بیرون کنم قباله
۹
مهمان حسن داری سیر از پی خرد را
۱۰
مر تشنگان خود را ندهی یک پیاله
