انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای به دیدهٔ دریغ خاک درت
۲
همه سوگند من به جان و سرت
۳
گوش را منتست بر همه تن
۴
از پی آن حدیث چون شکرت
۵
اشک چون سیم و رخ چو زر کردم
۶
از برای نثار رهگذرت
۷
مایهٔ کیمیاست خاک درت
۸
کی درآید به چشم سیم و زرت
۹
دل بی‌رحم تو رحیم شود
۱۰
گر ز حال دلم شود خبرت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.