غزل شمارهٔ ۱۲۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نوبت حسن ترا لطف تو گر پنج کند
۲
عشق تو خاک تلف بر سر هر گنج کند
۳
قبلهٔ روی ترا هرکه شبی برد نماز
۴
چار تکبیر دگر روز بر این پنج کند
۵
نرگس مست تو هشیارترین مرغی را
۶
سینه چون نار کند چهره چو نارنج کند
۷
عقل بر سخت لبت را به سخن گفت این است
۸
زانکه در مهد همی طفل سخنسنج کند
۹
رخ و اسبی بنهد روز و رخت را آنکس
۱۰
کز مه یک شبه هر مه رخ شطرنج کند
۱۱
غم و رنج تو اگر نام و نشانم ببرد
۱۲
بیغم و رنج مبادم اگرم رنج کند
۱۳
دامن چون تو پری دست گهر گیرد و بس
۱۴
وای آنکس که طمع در تو به نیرنج کند