Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۲۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از عشقت ای شیرین صنم گرچه بر سر برمی‌زنم
۲
نه یار دیگر می‌کنم نه رای دیگر می‌زنم
۳
تو شاه خوبانی و من تا روز بر رخسار خود
۴
هر شب به دارالضرب غم بر نام تو زر می‌زنم
۵
تا شد دلم آویخته در حلقهٔ زلفین تو
۶
سر از هوای دلبران چون حلقه بر در می‌زنم
۷
دل برد و دامن درکشید تا پای‌بند وصل تو
۸
هرشب دو دست از هجر غم تا روز بر سر می‌زنم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.