Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۰۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بی‌گناه از من تبرا می‌کنی
۲
آنچه از خواریست با ما می‌کنی
۳
سهل می‌گیرم خطاکاری تو
۴
ورچه می‌دانم که عمدا می‌کنی
۵
من خود از سودای تو سرگشته‌ام
۶
هر زمان با من چه صفرا می‌کنی
۷
کشتی عمرم شکستست ای عجب
۸
چشمم از خونابه دریا می‌کنی
۹
جان نخواهم برد امروز از غمت
۱۰
وعدهٔ وصلم به فردا می‌کنی
۱۱
ناز دیگر می‌کنی هر ساعتی
۱۲
شاد باش احسنت زیبا می‌کنی
۱۳
روی خوب تو ترا پشتی قویست
۱۴
این دلیریها از آنجا می‌کنی
۱۵
انوری چون در سر کار تو شد
۱۶
بر سر خلقش چه رسوا می‌کنی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.