Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
اوحدی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۸۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
وجود حقیقت نشانی ندارد
۲
رموز طریقت بیانی ندارد
۳
به صحرای معنی گذر، تا ببینی
۴
بهاری که بیم خزانی ندارد
۵
جمال حقیقت کسی دیده باشد
۶
که در باز گفتن زبانی ندارد
۷
درین دانه مرغی تواند رسیدن
۸
که جز نیستی آشیانی ندارد
۹
تنی را، که در دل نباشد غم او
۱۰
رها کن حدیثش، که جانی ندارد
۱۱
به چیزی توان برد چیزی که این جا
۱۲
به نانی نیرزد، که نانی ندارد
۱۳
بگفت اوحدی هر چه دانست با تو
۱۴
گرش باز یابی زیانی ندارد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.