زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ایا صبا گرت افتد بکوی دوست گذار
۲
نیازمندی من عرضه ده بحضرت یار
۳
ببوس خاک درش وانگه ار مجال بود
۴
سلام من برسان و پیام من بگزار
۵
بگو که ایمه نامهربان مهر گسل
۶
نگار لاله رخ سرو قد سیم عذار
۷
دل شکسته که در زلف سرکشت بستم
۸
بیادگار من خسته دل نگه می‌دار
۹
مرا زمانه ز بی مهری از تو دور افکند
۱۰
زهی زمانهٔ بد مهر و چرخ کژ رفتار
۱۱
نبودمی نفسی بی نوای نغمهٔ زیر
۱۲
کنون بزاری زارم قرین نالهٔ زار
۱۳
نه همدمی که برآرم دمی مگر ناله
۱۴
نه محرمی که بگویم غمت مگر دیوار
۱۵
شبی که روز کنم بیتو از پریشانی
۱۶
شود چو زلف سیاه تو روز من شب تار
۱۷
فراق نامه خواجو کسی که برخواند
۱۸
به آب دیده بشوید سیاهی از طومار

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.