غزل شمارهٔ ۳۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کی ببینم چهرهٔ زیبای دوست؟
۲
کی ببویم لعل شکرخای دوست؟
۳
کی درآویزم به دام زلف یار؟
۴
کی نهم یک لحظه سر بر پای دوست؟
۵
کی برافشانم به روی دوست جان؟
۶
کی بگیرم زلف مشکآسای دوست؟
۷
این چنین پیدا، ز ما پنهان چراست؟
۸
طلعت خوب جهان پیمای دوست
۹
همچو چشم دوست بیمارم، کجاست
۱۰
شکری زان لعل جانافزای دوست؟
۱۱
در دل تنگم نمیگنجد جهان
۱۲
خود نگنجد دشمن اندر جای دوست
۱۳
دشمنم گوید که: ترک دوست گیر
۱۴
من به رغم دشمنان جویای دوست
۱۵
چون عراقی، واله و شیدا شدی
۱۶
دشمن ار دیدی رخ زیبای دوست