Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۸۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شود میسر و گویی که در جهان بینم؟
۲
که باز با تو دمی شادمانه بنشینم؟
۳
به گوش دل سخن دلگشای تو شنوم؟
۴
به چشم جان رخ راحت فزای تو بینم؟
۵
اگر چه در خور تو نیستم، قبولم کن
۶
اگر بدم و اگر نیک، چون کنم؟ اینم
۷
به سوی من گذری کن، که سخت مشتاقم
۸
به حال من نظری کن که، سخت مسکینم
۹
ز بود من اثری در جهان نبودی، گر
۱۰
امید وصل ندادی همیشه تسکینم
۱۱
بدان خوشم که مرا جان به لب رسید، آری
۱۲
ازان سبب دو لب توست جان شیرینم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.