Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
پیش ازینم خوشترک می‌داشتی
۲
تا چه کردم؟ کز کفم بگذاشتی
۳
باز بر خاکم چرا می‌افگنی؟
۴
چون ز خاک افتاده را برداشتی
۵
من هنوز از عشق جانی می‌کنم
۶
تو مرا خود مرده‌ای انگاشتی
۷
تا نیابم یک دم از محنت خلاص
۸
صد بلا بر جان من بگماشتی
۹
تا شبیخونی کنی بر جان من
۱۰
صد علم از عاشقی افراشتی
۱۱
من ندارم طاقت آزار تو
۱۲
جنگ بگذار، آشتی کن، آشتی
۱۳
هان! عراقی، خون گری کامید تو
۱۴
آن چنان نامد که می‌پنداشتی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.