غزل شمارهٔ ۶۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هر ساغری به آن لب خندان نمیرسد
۲
هر تشنهلب به چشمهٔ حیوان نمیرسد
۳
کار مرا به مرگ نخواهد گذاشت عشق
۴
این کشتی شکسته به طوفان نمیرسد
۵
وقت خوشی چو روی دهد مغتنم شمار
۶
دایم نسیم مصر به کنعان نمیرسد
۷
کوتاهی از من است نه از سرو ناز من
۸
دست ز کار رفته به دامان نمیرسد
۹
آه من است در دل شبهای انتظار
۱۰
طومار شکوهای که به پایان نمیرسد
۱۱
هر چند صبح عید ز دل زنگ میبرد
۱۲
صائب به فیض چاک گریبان نمیرسد