غزل شمارهٔ ۶۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شوق می از بهار گلاندام تازه شد
۲
پیوند بوسهها به لب جام تازه شد
۳
از چهرهٔ گشادهٔ سیمینبران باغ
۴
آغوشسازی طمع خام تازه شد
۵
زان بوسههایتر که به شبنم ز گل رسید
۶
امید من به بوسه و پیغام تازه شد
۷
میلی که داشتند حریفان به نقل و می
۸
از چشمک شکوفهٔ بادام تازه شد
۹
از نوبهار، سبزهٔ مینا کشید قد
۱۰
از آ ب تلخ می جگر جام تازه شد
۱۱
داغی که به به خون جگر کرده بود دل
۱۲
از روی گرم لالهٔ گلفام تازه شد
۱۳
شب از شکوفه روز شد و روز شب ز ابر
۱۴
هنگامهٔ مکرر ایام تازه شد
۱۵
حاجت به رفتن چمن از کنج خانه نیست
۱۶
زینسان که از بهار در و بام تازه شد
۱۷
صائب ترا ز سردی دوران خزان مباد
۱۸
کز نوبهار طبع تو ایام تازه شد