غزل شمارهٔ ۷۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نه گل، نه لاله درین خارزار میماند
۲
دویدنی به نسیم بهار میماند
۳
مل خنده بود گریهٔ پشیمانی
۴
گلاب تلخ ز گل یادگار میماند
۵
مگر شهید به این تیغ کوه شد فرهاد؟
۶
که لالهاش به چراغ مزار میماند
۷
مه تمام، هلال و هلال شد مه بدر
۸
به یک قرار که در روزگار میماند؟
۹
چنین که تنگ گرفته است بر صدف دریا
۱۰
چه آب در گهر شاهوار میماند؟
۱۱
ز لاله و گل این باغ و بوستان صائب
۱۲
به باغبان جگر داغدار میماند