صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۷۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
فلک به آبلهٔ خار دیده می‌ماند
۲
زمین به دامن در خون کشیده می‌ماند
۳
طراوت از ثمر آسمانیان رفته است
۴
ترنج ماه به نار کفیده می‌ماند
۵
شکفته چون شوم از بوستان، که لاله و گل
۶
به سینه‌های جراحت رسیده می‌ماند
۷
زمین ساکن و خورشید آتشین جولان
۸
به دست و زانوی ماتم‌رسیده می‌ماند
۹
کمند حادثه را چین نارسایی نیست
۱۰
رمیدنی به غزال رمیده می‌ماند
۱۱
ز روی لاله ازان چشم برنمی‌دارم
۱۲
که اندکی به دل داغدیده می‌ماند
۱۳
چو تیر، راست روان بر زمین نمی‌مانند
۱۴
عداوتی به سپهر خمیده می‌ماند
۱۵
تمتع از رخ گل می‌برند دیده‌وران
۱۶
به عندلیب گلوی دریده می‌ماند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.