Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۱۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چه بود هستی فانی که نثار تو کنم؟
۲
این زر قلب چه باشد که به کار تو کنم؟
۳
جان باقی به من از بوسه کرامت فرمای
۴
تا به شکرانه همان لحظه نثار تو کنم
۵
همه شب هلاه صفت گرد دلم می‌گردد
۶
که ز آغوش خود ای ماه، حصار تو کنم
۷
جون سر زلف، امید من ناکام این است
۸
که شبی روز در آغوش و کنار تو کنم
۹
دام من نیست به آهوی تو لایق، بگذار
۱۰
تا به دام سر زلف تو شکار تو کنم
۱۱
آنقدر باش که خالی کنم از گریه دلی
۱۲
نیست چون گوهر دیگر که نثار تو کنم
۱۳
کم نشد درد تو صائب به مداوای مسیح
۱۴
من چه تدبیر دل خسته زار تو کنم؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.