غزل شمارهٔ ۱۱۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ما از امیدها همه یکجا گذشتهایم
۲
از آخرت بریده ز دنیا گذشتهایم
۳
از ما مجو تردد خاطر که عمرهاست
۴
کز آرزوی وسوسه فرما گذشتهایم
۵
گشته است در میانه روی عمر ما تمام
۶
ما از پل صراط همین جا گذشتهایم
۷
عزم درست کار پر و بال میکند
۸
با کشتی شکسته ز دریا گذشتهایم
۹
از نقش پای ما سخنی چند چون قلم
۱۰
مانده است یادگار به هر جا گذشتهایم
۱۱
ما چون حباب منت رهبر نمیکشیم
۱۲
صد بار چشم بسته ز دریا گذشتهایم
۱۳
صائب ز راز سینهٔ بحریم با خبر
۱۴
چون موج اگر چه تند ز دریا گذشتهایم