غزل شمارهٔ ۵۱۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شبم ز روز گرفتارتر به مشغلهٔ تو
۲
که تا سحر به خیال تو میکنم کله تو
۳
به دفع کردن غیر از درت غریب مهمی
۴
میان سعی من افتاده و مساهلهٔ تو
۵
نظر در آینه داری و اضطراب نداری
۶
تو محو خویشی و من محو تاب و حوصلهٔ تو
۷
هنوز عهد تو آورده بود دهر به جنبش
۸
که در زمین و زمان بود شور ولولهٔ تو
۹
به گوش مژده تخفیف ده ز درد سر من
۱۰
که میبرم دو سه روز این جنون ز سلسلهٔ تو
۱۱
سئوال کردی و گفتی بگو که برده دلت را
۱۲
دلم بده که بگویم جواب مسلهٔ تو
۱۳
فریب کیست دگر محتشم محرک طبعت
۱۴
که نیست فاصله در نظمهای بیصلهٔ تو
