زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از قید عهد بنده تو خود رسته بوده‌ای
۲
عهدی نهفته هم به کسی بسته بوده‌ای
۳
خواب گران صبح خبر داد ازین که دوش
۴
در بزم کرده آن چه توانسته بوده‌ای
۵
مرغ دل آن نبود که ناید به دام تو
۶
گویا تو بی‌محل ز کمین جسته بوده‌ای
۷
آورده‌ای بپرسش حالم رقیب را
۸
خوش ملتفت به حال من خسته بوده‌ای
۹
گفتن چه احتیاج که غیری نبوده است
۱۰
در خانهٔ دلم که تو پیوسته بوده‌ای
۱۱
گفتی دلت که برده ندانسته‌ام بگو
۱۲
در دلبری تو این همه دانسته بوده‌ای
۱۳
در برم بهر خدمت شایسته رقیب
۱۴
ای محتشم تو این همه بایسته بوده‌ای

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.