Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۱۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای شده حسن تو را پیشه جهان آرایی
۲
عادت طبع من از وصف تو شکرخایی
۳
ماه را زرد شود روی چو در وی نگری
۴
روز را خیره شود چشم چو رخ بنمایی
۵
یا بدان لب بده از وصل نصیب عشاق
۶
یا چنان کن که چنین روی به کس ننمایی
۷
بوسه‌ای دادی و پس طیره شدی، لب پیش آر
۸
تا همانجا نهمش باز اگر فرمایی
۹
ز انتظار شب وصل تو مرا روز گذشت
۱۰
می‌ندانم که چرا منتظر فردایی
۱۱
بس که در آرزوی وصل تو چشمم بگریست
۱۲
خواب را آب ببرد از حرم بینایی
۱۳
ای دل خام طمع آب برین آتش زن
۱۴
چند بر خاک درش باد همی پیمایی
۱۵
ذرهٔ گم شده‌ای در هوس خورشیدی
۱۶
قطرهٔ خشک لبی در طلب دریایی
۱۷
من از این در نروم ز آنک گروهی عشاق
۱۸
روی معشوق بدیدند به ثابت رایی
۱۹
بلبل از باغ چو بیرون نرود گل بیند
۲۰
زاغ بر مزبله گردد چو بود هرجایی
۲۱
سیف فرغانی تا کی به تمنا گوید
۲۲
بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.