فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گرفت خط رخ زیبای گل عذار مرا
۲
فغان که دهر، خزان کرد نوبهار مرا
۳
کشیدسرمه به چشم و فشاند طره به رو
۴
بدین بهانه سیه کرد روزگار مرا
۵
فرشته بندگیش را به اختیار کند
۶
پری رخی که ز کف برده اختیار مرا
۷
ربود هوش مرا چشم او به سرمستی
۸
که چشم بد نرسد مست هوشیار مرا
۹
چگونه کار من از کار نگذرد شب هجر
۱۰
که طره‌اش به خود انداخت کار و بار مرا
۱۱
نداده است کسی روز بی‌کسی جز غم
۱۲
تسلی دل بی صبر و بی‌قرار مرا
۱۳
گرفته‌ام به درستی شکنج زلف بتی
۱۴
اگر سپهر نخواهد شکست کار مرا
۱۵
عزیز هر دو جهان باشی از محبت دوست
۱۶
که خواری تو فزون ساخت اعتبار مرا
۱۷
فروغی آن که به من توبه می‌دهد از عشق
۱۸
خدا کند که ببیند جمال یار مرا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.