فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای زلف تو بر هم زن فرزانگی ما
۲
وین سلسله سرمایهٔ دیوانگی ما
۳
سر بر دم تیغ تو نهادیم به مردی
۴
کس نیست درین عرصه به مردانگی ما
۵
با ما نشدی محرم و از خلق دو عالم
۶
سودای تو شد علت بیگانگی ما
۷
آن مرغ اسیریم به دام تو که خوردند
۸
مرغان گلستان غم بی دانگی ما
۹
گفتم که کسی نیست به بیچارگی من
۱۰
گفتا که بتی نیست به جانانگی ما
۱۱
گفتم که بود قاتل صاحب‌نظران، گفت
۱۲
چشمی که بود منشا مستانگی ما
۱۳
عالم همه را سوخت به یک شعله فروغی
۱۴
شمعی که بود باعث پروانگی ما

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.