Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۰۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نفس نامسلمانم از گنه پشیمان شد
۲
راهبی به راه آمد کافری مسلمان شد
۳
دانه‌های خال او دام راه آدم گشت
۴
حلقه‌های موی او مار حلق شیطان شد
۵
از سیاهی بختم زلف یار در هم گشت
۶
وز تباهی حالم چشم دوست حیران شد
۷
تا به پای او دادم نقد جان به آسانی
۸
مطلبم به دست آمد سخت کار آسان شد
۹
مطربی به مستی کرد ذکر چشم و زلف او
۱۰
حال ما دگرگون گشت جمع ما پریشان شد
۱۱
خسروی به شیرینی تلخ کرد کامم را
۱۲
کز لب شکرخندش نرخ شکر ارزان شد
۱۳
تا به خون خود خفتن زخمم از تو مرهم یافت
۱۴
تا به درد دل مردم، دردم از تو درمان شد
۱۵
تا ز مشرق خوبی طلعت تو طالع گشت
۱۶
مشتری به خاک افتاد آفتاب پنهان شد
۱۷
در غلامی‌ات ما را فر سلطنت دادند
۱۸
خادم تو خسرو گشت بنده تو سلطان شد
۱۹
تا به شانه افشاندی زلف عنبرافشان را
۲۰
خاک عنبرآگین گشت باد عنبر افشان شد
۲۱
ساقی از می باقی جرعه‌ای به خاک افشاند
۲۲
در قلمرو ظلمت نامش آب حیوان شد
۲۳
زاری من آوردش بر سر دل‌آزاری
۲۴
تا نیازم افزون گشت ناز او فراوان شد
۲۵
چندی از رخ و زلفش سنبل و سمن چیدم
۲۶
خط سبز او سر زد روزگار ریحان شد
۲۷
عشق تا پدید آمد دانش فروغی رفت
۲۸
در کمال دانایی محو طفل نادان شد

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۲ نیازمند تصمیم۲ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

معشوق آرمانی

بازنمایی کهن‌الگو ← معشوق آرمانی

Matched curated alias: یار; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

معشوق

شامل شخصیت ← معشوق

Matched curated alias: یار; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira