گزیدهٔ غزل ۲۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بس بود این که سوی خود راه دهی نسیم را
۲
چشم ز رخسان مکن عارض همچو سیم را
۳
من نه بخود شدم چنین شهرهٔ کویها ولی
۴
شد رخ نیکوان بلاعقل و دل سلیم را
۵
شیفتهٔ رخ بتان باز کی آید از سخن
۶
مست بگوش کی کند کن مکن حکیم را