گزیدهٔ غزل ۲۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
برو ای باد و پیش دیگران ده جلوه بستان را
۲
مرا بگذار تا می بینم آن سرو خرامان را
۳
به این مقدار هم رنجی برای خاطر نمیخواهم
۴
که از خونم پشیمانی بود آن ناپشیمان را
۵
مپرس ای دل که چون میباشد آخر جان غمناکت
۶
که من دیریست کز یادت فراموش کردهام جان را
۷
ورت بدنامی است از من به یک غمزه بکش زارم
۸
چرا برخویش مشکل می کنی این کار آسان را؟