Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
شهریار · گزیدهٔ غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۲ - شاعر افسانه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نیما غم دل گو که غریبانه بگرییم
۲
سر پیش هم آریم و دو دیوانه بگرییم
۳
من از دل این غار و تو از قله آن قاف
۴
از دل بهم افتیم و به جانانه بگرییم
۵
دودیست در این خانه که کوریم ز دیدن
۶
چشمی به کف آریم و به این خانه بگرییم
۷
آخر نه چراغیم که خندیم به ایوان
۸
شمعیم که در گوشه کاشانه بگرییم
۹
من نیز چو تو شاعر افسانه خویشم
۱۰
بازآ به هم ای شاعر افسانه بگرییم
۱۱
از جوش و خروش خم وخمخانه خبر نیست
۱۲
با جوش و خروش خم و خمخانه بگرییم
۱۳
با وحشت دیوانه بخندیم و نهانی
۱۴
در فاجعه حکمت فرزانه بگرییم
۱۵
با چشم صدف خیز که بر گردن ایام
۱۶
خرمهره ببینیم و به دردانه بگرییم
۱۷
بلبل که نبودیم بخوانیم به گلزار
۱۸
جغدی شده شبگیر به ویرانه بگرییم
۱۹
پروانه نبودیم در این مشعله باری
۲۰
شمعی شده در ماتم پروانه بگرییم
۲۱
بیگانه کند در غم ما خنده ولی ما
۲۲
با چشم خودی در غم بیگانه بگرییم
۲۳
بگذار به هذیان تو طفلانه بگرییم
۲۴
ما هم به تب طفل طبیبانه بگرییم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.