زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
انوری · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۷ - در طلب جو این قطعه فرموده

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای بزرگی که دین یزدان را
۲
لقبت صد کمال نو دادست
۳
دان که من بنده را خداوندی
۴
میوه و گوشتی فرستادست
۵
میوه در ناضج اوفتاد و کسی
۶
اندر این فصل میوه ننهادست
۷
گوشتی ماند و من درین ماندم
۸
زانکه رعنا و محتشم زادست
۹
لبش آهنگ کاه می‌نکند
۱۰
چه عجب نه لبش ز بیجادست
۱۱
گفتم ای گوسفند کاه بخور
۱۲
کز علفها همینت آمادست
۱۳
گفت جو، گفتمش ندارم، گفت
۱۴
در کدیه خدای بگشادست
۱۵
گفتمش آخر از که خواهم جو
۱۶
اینت محنت که با تو افتادست
۱۷
گفت خواه از کمال دین مسعود
۱۸
که ولی نعمتی بس آزادست
۱۹
منعما مکرما درین کلمات
۲۰
کین زبان بسته‌ام زبان دادست
۲۱
به کرم ایستادگی فرمای
۲۲
کز شره بر دو پای استادست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.