زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۷۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر رنج که میرسد بجانم
۲
از خود رسدم اگر بدانم
۳
از هیچکسم شکایتی نیست
۴
از خویش بخویش در فغانم
۵
بر من ازمن غمست و محنت
۶
از بود و نبود ود بجانم
۷
درد دل من ز غیر من نیست
۸
خود درد دل و بلای جانم
۹
خود سد ره سلوک خویشم
۱۰
خارم که بپای خود نهادم
۱۱
خار پای خودم که با خود
۱۲
یک گام شدن نمیتوانم
۱۳
بار دوش خودم که بر خود
۱۴
پیوسته چو با خودم گرانم
۱۵
از خویش اگر خلاص گردم
۱۶
آن کو در وهم ناید آنم
۱۷
چون فیض ز خویش اگر رهیدم
۱۸
فرمان ده هفت آسمانم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.