زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۷۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نشود کام بر دل ما رام
۲
پس بنا کام بگذریم از کام
۳
چون که آرام میبرند آخر
۴
ما نگیریم از نخست آرام
۵
عیش بیغش بکام دل چون نیست
۶
ما بسازیم با بلا ناکام
۷
آنکه را نیست پختگی روزی
۸
گر بسوزد که ماند آخر خام
۹
جاهلان نامها برآورده
۱۰
عاقلان کرده خویش را گمنام
۱۱
عاقلانرا چه کار با نامست
۱۲
چکند جاهل ار ندارد نام
۱۳
کوری چشم جاهلان ساقی
۱۴
باده جهل سوز ده دو سه جام
۱۵
تا چه سرخوش شویم زان باده
۱۶
بر سر خود نهیم اول گام
۱۷
بگذریم از سر هوا و هوس
۱۸
عیش بر خویشتن کنیم حرام
۱۹
نفس را با هوا زنیم بدار
۲۰
دیو را با هوس کنیم بدام
۲۱
سالک راه حق نخواهد عیش
۲۲
عاشق روی حق نجوید کام
۲۳
بیدلان را مجال عیش کجا
۲۴
سالکانرا بره چه جای مقام
۲۵
دام روح است این سرای غرور
۲۶
مرغ را آشیان نگردد رام
۲۷
خویش را وقف کوی حق سازیم
۲۸
مقصد صدق حق کنیم مقام
۲۹
بهرهٔ از لقای حق ببریم
۳۰
پیشتر از قیام روز قیام
۳۱
نیست آنرا که حق شناس بود
۳۲
جز بخلوت سرای حق آرام
۳۳
ای صبا چون بعاشقان برسی
۳۴
برسان از زبان فیض سلام

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.